Jan 8، 2009



برف میاد
تند تند
پشت سر هم
می رم سر کار
تند تند کارام رو می کنم زنگام رو می زنم آدما رو می بینم فرم ها رو پر می کنم
تند تند رانندگی می کنم میام خونه
تند تند غذای عصر و فردای پسرک رو می پزم همزمان به مامان زنگ می زنم تند تند صحبت می کنم
تند تند برفا رو پارو می کنم
برای اینکه نفهمم دارم از خستگی و سرما تلف می شم آواز می خونم

توی ده شلمرود حسنی تک و تنها بود
dance me to your beauty with the burring violin
از اون بالا دختر می آیه
the war is over now
الد مک دانلد هد ا فارم ای ای ای ای او
and so this is Christmas

تند تند میام تو لباسای خیسم رو عوض می کنم
به غذا سر می زنم
لاندری رو می برم پایین
چایی می ذارم
اتاق پسرک رو تمیز می کنم
لیست کارای فردا رو می نویسم
به بانک زنگ می زنم
به کتابخونه زنگ می زنم
تند تند سرشون داد و بیداد می کنم که کتابایی که سفارش داده بودم نرسیده
تند تند فکر می کنم واسه تولد پسرک آخه چی چی بدم ملت بخورن که وقت کنم درست کنم؟
تند تند می رم بانک
تند تند می رم مال یک دست لباس خواب بخرم واسه خودم یکی هم واسه پسرک
می رم تو یک مغازه که تا حالا توش نرفتم و در باریکی داره
توش یادم می ره عجله دارم
یه نخ هایی آویزونه از یک کش هایی که قراره شورت باشن ولی نمی دونم چه جوری فانکشن می کنن
یک نوارهای باریکی هم هست که قراره سوتین باشه یا به هر حال کاربردی برای روی سینه داره
با طرح های پوست پلنگی و پوست ماری
یا قرمز با یه عالمه پر که به همه جاش چسبیده
هر کدومشون یه کفش پاشنه خیلی بلند هم دارن
فکر می کنم خاصیت کفشه چیه؟
یعنی آدم اول کفش می پوشه بعدا س ک س داره یا اول س ک س داره بعدا کفش می پوشه؟
آدم با کفش به این پاشنه بلندی که پاشنه اش هم این قدر تیزه خیلی باید حواسش جمع باشه نزنه طرف رو ناکار کنه
هی خنده ام می گیره
بعد یادم میاد عجله داشتم
دختر فروشنده می پرسه کمک می خوام
می گم دنبال یک دست پیژامای راحت نرم گشاد مهربون هستم
می گه برای چه کاری؟
بعد من از اون مدل ها می شم که معمولا نمی شم
می گم مطمئنا باهاش مهمونی نمی خوام برم
بعد از اینکه یک نگاه جدی اخمو بهم می ندازه ته مغازه رو نشون می ده
خوب آخه آدم پیژامای گشاد نرم مهربون رو واسه چی می خواد مگه جز اینکه تنش کنه لم بده رو مبل هات چاکلت بخوره درس بخونه یا بنویسه یا فیلم ببینه؟ چطور کسی پیدا می شه که اینو ندونه؟
تند تند یکیشون رو که نرمتره برمی دارم و چون خیلی بدجنس شدم در اون لحظه خاص به دختره می گم حیف که کفش پاشنه بلند که با این ست بشه رو ندارین
و تو راه برداشتن پسرک در حالی که تند تند رانندگی می کنم به این فکر می کنم که چقدر از باورهای جنسی ما تحت تاثیر تبلیغات و مدیاست؟
به تحقیق دو ترم پیشم فکر می کنم که موضوعش تاثیر مهاجرت بر افزایش آگاهی جنسی زن های مهاجر بود
به زن های چاقی که از س ک س لذت نمی برن چون بهشون خورونده شده خوش هیکل بودن شرط موفقیت در این رابطه است
و به همه لباس هایی که تو اون مغازه دیده بودم
و تلاش های زن ها برای اینکه س ک س ی باشن تو اون لباس ها
و اینکه کی قانون کرده س ک س باید این قدر غیر واقعی باشه؟
یک مردی که هیکلش پر از سیب زمینی های قلمبه قلمبه است و زنی باریک و بدون یک دونه موی اضافه در هیچ جای بدن که بوی عطرش مست کننده است و آرایشش مرتب در یک لباس قرمز پردار روی ده سانت پاشنه در عجیب و غریب ترین پوزیشن ها
و واقعیتش اینه که درصد بالایی از مردان سیب زمینی دار س ک س بلد نیستند بس که فیلمای مزخرف دیدن و فکر کردن همه چی همون جوریه
و درصد بالایی از زنان لباس پردار قرمزپوش یا نمی دونن ارگسم چیه فقط اداشو بلدن یا خودشون زحمتش رو می کشن و صداش رو در نمیارن یا بالاخره از هر بیست بار یک بار پیش میاد و لابد همون بسه

تند تند پسرک رو آماده می کنم
باهاش می جنگم تا بکنمش تو کارسیتش
میام خونه
چاییم رو میز یخ کرده
یکهو همه چی آروم می شه
یواش یواش با پسرک بازی می کنم
آروم براش کتاب می خونم و محل نمی ذارم که جلد کتاب رو پاره می کنه
با هم می رقصیم و دنبال بازی می کنیم
غذا می خوریم و رادیو گوش می کنیم
حموم میریم
و بعد از حموم پیژاماهای نرم گشاد مهربونمون رو می پوشیم و بغل هم دراز می کشیم و کی زیر پتو قایم شده بازی می کنیم
این قدر که خوابمون می بره
تو بغل هم
و دیگه هیچی مهم نیست


8 comments:

taraaaneh گفت...

از خوندن پستت احساس خیلی خوبی پیدا کردم.مرسی.احساس گرما امنیت و رضایت

Parinaz گفت...

So nicely written! I enjoyed the description
And I do agree with the question you made about sexual relationship
That's a pity
...
Thanks for sharing your moments with us Shadi jan.
Take care

گلمریم گفت...

اووووومممم. حالا شد. باید بدم بابای بچه یکی از این پست ها بنویسه. آخه اون خیلی با بازی و این ها حال می کنه. چه خوبه تند تند می نویسی ها.

Born in 1355 گفت...

همه چی رو که نوشتی دوست دارم. فقط نمی فهمم چرا می نویسی س ک س!

مهرداد امین گفت...

بعد از چند دقیقه مات و مبهوت موندن,کلی به اون سیب زمینی های قلبمه خندیدم.ایده اش جالب بود اما تا اونجا که من می دونم اون سیب زمینی ها که شما میگی بعد از ورزش اونجوری باد می کنن و می زنن بیرون و در حالت عادی هیکل هیچکس اون شکلی نیست

ليلا گفت...

kheyli naaz neveshte boodi. :)

فلاوین گفت...

چه خوبه که تو اینا رو می نویسی و آدم دیگه احساس تنهایی نمی کنه. واقعا راست می گی! نخ ها و بند ها و کش ها! ادا درآوردن از روی فیلم ها! کفش های پاشنه بلند که هنوزم واسم هضم نشده! سیب زمینی ها! قرمز پر از پر...
اینجا خیلی زیاد شده از این تشریفات... خیلی ها واسه لذت بردن آویزون همین نوار ها و کش ها هستن!
من فکر می کردم فقط اینجا این جوریه...
همیشه می خندیدم به این بساط ها و با این پست بیشتر از قبل!
مرسی و پسرک ناز یک ساله ات رو از طرف من ببوس!
راستیI love "dance me to the end of love" very very much…

mojdeh bahar گفت...

خوب اين جوري ديگه.بعضي وقت ها كه مي شينم فشن مي بينم افسردگي مي گيرم دوست دارم بدونم زندكي اوو نا چه شكليه.بعد وقتي به بدبختي ادما فكر مي كنم از خودم خجالت مي كشم.سرگردوني هميشگي بين اين كه چي خوبه و چي بده.