۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

فمنیسم یا مجبوری مثل من باشی تا تحویلت بگیرم؟




فمنیسم یکی از تعریف هاش می تونه قدرتمند کردن زن ها باشه. قدرتی که در طو تاریخ به سه هزار دلیل از دست دادن. قدرتی که بهشون این اجازه رو داد / میده /قراره بده که موهاشون رو رنگ کنن اگه بخوان که شلوار بپوشن که برن سر کار که درس بخونن که رای بدن که کورتاژ کنن که آدمی حساب بشن با هویت مستقل.
یعنی حق انتخاب یعنی حق تصمیم گیری و یعنی محترم بودن اون انتخاب و تصمیم هر چی که باشه. حالا چه طوره که ما فمنیست ها به زنی که لاک می زنه اخ اخ و پیف پیف می کنیم و به زنی که آرایش به نظر ما غلیظ می کنه یه جوری نگاه می کنیم که یعنی ماها خیلی بیشتر حالیمونه و زنی که آشپزی می کنه برای شوهرش که دیگه نگو و زنی که می خواد بچه داشته باشه هم که داره تن به ستم می ده و عقلش نمی رسه و زنی که لباس های گرون خوشگل می پوشه چیپه و فقط تو فکر قر و فره و اصلا چرا همه زن ها نیان تو تعریف ها و چارچوب های ما فمنیست های خیلی باحال که رستگار شن؟
دیروز دوست کانادایی فمنیست دو آتیشه ام داشت در مورد دخترخاله اش حرف می زد که خیلی سطحیه و اخه و پیفه این جوری می گفت که: یک آمریکایی واقعیه فست فود می خوره همش هم مارک می پوشه حتی ناخن هاش رو هم رنگ می کنه. هر چاهار تا جمله داره اصول اولیه فمنیسم رو می بره زیر سوال.
همین جوری خواستم بپرسم خب چمونه ماها؟ ما فمنیست های مامانی؟

پ.ن: این پست مخاطب خاص نداره. بلند بلند فکر کردم.
پ.ن بعد از انتشار پست: الان این رو از خورشید خانم خوندم

search