۱۳ آذر ۱۳۸۸



خانواده من خیلی بزرگه
هیچ هم مقدس نیست
هیچ کیانی هم نداره
من از خانواده مقدس کیان دار هیچ خوشم نمی آد
خانواده من اعضای عجیب غریبی داره
اعضای عجیب غریبی هم توش نیستن
مامان بزرگ من جزء خانواده من نیست
چون دوستش ندارم
حبیب آقا آبدارچی جایی که توش کار می کردم صد سال پیش از اعضای نزدیک خانواده منه
و اصلا مهم نیست که از همون صد سال پیش تا حالا ندیدمش
اون پسر جوونی که می اومد خونمون رو تمیز می کرد هزار سال پیش تو ایران و همیشه یک جوری از هرات حرف می زد که انگار داره از سویس حرف می زنه و همه بهش می خندیدن از اعضای خانواده منه
اون هایی که بهش می خندیدن اصلا نسبتی با من ندارن
خانواده من یک مجموعه بی ربط گنده اس
که توش همه جور آدمی پیدا می شه
کیان و شرافت و سلامت خانواده ام رو خودم تعریف می کنم
برای بعضی از اعضای خانواده من "خانواده" هیچ مفهومی نداره
برای بعضی دیگه شون مثل مامان خانواده همه چیزه
بعضی وقت ها بعضی ها از خانواده ام می رن بیرون
خانواده من تو دلم هستن
, اگه برن بیرون ولی دیگه معمولا بر نمی گردن
 از وقتی بچه دار شدم کلی آدم ها از خانواده رفتن بیرون
خیلی ها هم اضافه شدن به خانواده
خانوده من اندازه قلبمه
جاش هم توی قلبمه
تعریفش هم یک مامان و بابا و چند تا بچه قد و نیم قد تر و تمیز و همیشه خندون و خوشبخت نیست

خانواده من یک مشت آدم ریز و درشتن که توی قلبم زندگی می کنن
گاهی می خندیم گاهی گریه می کنیم
به هم فحش می دیم با هم دعوا می کنیم تو سر هم می زنیم به هم می خندیم با هم می خندیم همدیگه رو دق می دیم پشت سر هم حرف می زنیم با هم فکر می کنیم با هم بزرگ می شیم به همدیگه قدرت می دیم با هم کل کل می کنیم از دست هم دلخور می شیم و تو قلب هم زندگی میکنیم


اگه خانوده تعریفی داشته باشه
برای من
یک قلب گنده پر سر و صداست
بدون هیچ ارزش و تقدس و کیانی

پا نوشت یک: برای اون که امروز ازم پرسید اگه کسی لزبین باشه بخواد "نرمال"شه تشکیل خانواده بده باید چی کار کنه؟
پا نوشت دو: این ضرب المثل که می گه حرف باد هواست خیلی غلطه واژه ها بار فرهنگی دارن رو انتخابشون دقت کنیم





search