۹ دی ۱۳۸۸

*But it’s my home, all I have known



پسرک دست من رو می گیره و می برتم طرف لپ تاپ. می گه انچ انچ. بر وزن دنس- به معنی رقص
براش یک مشتی از این آهنگای بچه ها رو می ذارم هی می گه نو نو و بعد هم می شینیم با هم خمیر بازی می کنیم
بعد از ظهری تارا بهم می گه این آهنگ فیوریت پسرک ئه

میایم خونه. آهنگ رو می ذاریم و با هم می رقصیم. من گریه می کنم. پسرک می گه ماما آوچ؟ ماما هرت؟ و دستمال برمیداره و اشک هام رو پاک می کنه. فینم رو می گیره. می زنه پشتم و بعد دستم رو می گیره که آپ- بخونین بلند شو- انچ. می رقصیم. در حال رقص براش توضیح می دم که گاهی آدم بزرگ ها دلشون می گیره و اوکی ئه و بعد خوب می شن. ازش تشکر می کنم که دماغم رو گرفت و کمکم کرد که حالم زودتر خوب شه

بهش نمی گم که آدم بزرگ بودن چیز گهیه و اصلا هم اوکی نیست و حالا حالاها هم خوب نمی شه
جدی به حرف هام گوش می کنه. بعدش می گه ایناف و دستش رو به علامت هیس می بره رو دماغش و هلم می ده وسط اتاق. می گه انچ

* از متن آهنگ

search