April 29، 2009



دلم می خواد یه پست یکی دو خطی بنوسم

مثلا این که من عاشق این تابستونی هستم که داره کم کم می رسه
چون پسرک می تونه لباس لختی هاش رو بپوشه و من هی گازش بگیرم و ماچش کنم و بچلونمش و بمیرم از خوشی

مثلا اینکه دلم برای امنیت خونه مامانه و برادر بزرگه و خاله هه تنگ شده بد جوری

مثلا اینکه اصلا خوشحال نیستم فارغ التحصیل شدم چون دلم برای مدرسه تنگ می شه تا سال دیگه که دوباره شروع کنم

مثلا اینکه من و لابد خیلی از مهاجرهای دیگه بی خانمان های ابدی هستیم ابدی ابدی ابدی

مثلا اینکه جمعه امندا و پیتر میان اینجا می خوان غذای ایرانی بخورن من نمی دونم چی بپزم

مثلا اینکه

انسان زاده شدن تجسّد ِ وظيفه بود:
توان ِ دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن
توان ِ شنفتن
توان ِ ديدن و گفتن
توان ِ اندُه‌گين و شادمان‌شدن
توان ِ خنديدن به وسعت ِ دل توان ِ گريستن از سُويدای جان
توان ِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاع ِ شُکوه‌ناک ِ فروتني
توان ِ جليل ِ به دوش بردن ِ بار ِ امانت
و توان ِ غم‌ناک ِ تحمل ِ تنهايي
تنهايي
تنهايي
تنهايي عريان.

انسان
دشواری وظيفه است.


(شاملو)




April 27، 2009



آقای فیلتر عزیز
من از شما خیلی ممنونم
چون تو این روزای سخت و حال بد شما تونستین منو حسابی بخندونین
و کلی خاطره به یادم بیارین و نوستالژیکم کنین
نه اینکه خودم آدم نوستل بازی نباشم ها ولی خب شما حس هایی رو یادم آوردین که سال ها بود از یادم رفته بودن

خب آخه شما بگین من به جای پستان چی بگم؟ سینه که یعنی قفسه سینه ممه هم که مال بچه هاس من هم که منظورم اون دو تا قلمبه هه است حالا قربون دستتون شما که این قدر بیکارین می شینین هر چقدر دلتون خواست بلاگ می خونین بابتش پول هم می گیرین یه نگاهی به این دهخدا بندازین ببینین جای پستان چی می شه گذاشت که ملت هم حالی به حالی نشن این جا رو می خونن

بعد هم که استغفرالله آقای فیلتر. از شما بعیده به لغت صیغه ایراد بگیرین. من تا حالا فکر می کردم صیغه مجازه و اسلامیه و این حرفا. نکنه زبونم لال شما مشکل دارین با این قضیه؟ من جای رییستون بودم صلاحیتتون رو بررسی می کردم دوباره.

و اما می رسیم به لغت تجاوز. نه این که بخوام بگم لغت خوبیه ها. نه بابا. بده همه جورش. تجاوز به حریم شخصی تجاوز به مال به آزادی و به بدن. همه اش بده ولی حرف زدن در موردش خب چرا بده آقای فیلتر؟

حالا سکسی رو بگین یه چیزی. از این به بعد می گم شهوت برانگیز. خوبه؟ آشتی؟

و اما فیلترچی جان اون تیکه آخر خیلی بانمک بود:

در ضمن شما نبايد به سايتهاي فيلتر شده ديگر در سايت خود لينک دهيد.
وب سایت شما رفع انسداد خواهد شد. در صورت تکرار، مجددا توسط روباتها بررسی شده وبرای همیشه مسدود می گردد.

یاد خانوم مقدم افتادم و تحقیرها و تهدیدهای همچنان رایج فرهنگی. یهو احساس کردم پنج سال و نیمه هستم و کار بد کردم و باید برم قایم شم.
نکنین آقا. نکنین. خودتون رو مسخره نکنین.
آخه این جا رو فیلتر کردی بعد ای میل می زنی که اصلاح کن؟
پس خودت می دونی همه فیلترشکن دارن ناقلا!
ببین اگه من می خواستم بشینم یکی بهم بگه چیکار کنم چی کار نکنم که مونده بودم همون جا. این ور دنیا چی کار می کردم یه روز در میون یه چشمم اشک باشه یکیش خون از زور دلتنگی؟
چه غلطی می کردم این ور دنیا برادرم بمیره اون ور من نباشم ببینمش؟ بغلش کنم؟ خداحافظی کنم باهاش؟ هان؟ د بگو دیگه آقای فیلترچی عزیز که می شینی پول بگیری تجاوز کنی به حریم مردم؟


April 23، 2009




باید یه چیزی بنویسم که بیاد بیرون همه اش
باید یه چیزی گوش کنم که بیاد بیرون همه اش
باید یه چیزی بنویسم که بیاد بیرون همه اش
باید این قدر بدوم که بیاد بیرون همه اش
باید حرف بزنم که بیاد بیرون همه اش
باید این قدر داد بزنم که بیاد بیرون همه اش
باید این قدر گریه کنم که بیاد بیرون همه اش

باید یه کاری بکنم
تو گلوم یه چیزیه
یه چیز گنده
گنده قد همه عاشقی هام
همه دلتنگی هام
قد نم چشات اون شب آخری
یکی منو از این کابوس بیدار کنه
یکی یه جوری این وامونده رو از تو گلوم بکشه بیرون

دارم خفه می شم



April 22، 2009





آدما تاریخ انقضا دارن. اینو از کی شنیده بودم؟ کجا خونده بودم؟ چرا نفهمیده بودم که چقدر غم انگیزه این جمله؟
یه ّآدم با دل تیکه پاره چه شکلیه؟ لابد من الان اون شکلی ام.
برگشتم.
دلم جا موند.