۲ بهمن ۱۳۸۸

بوم بوم فیش فیش



من: پسرک امروز چه کارهایی کرده؟
خانم معلم: خیلی روز خوبی داشته. رقصیده. بازی کرده. خوابیده. آدم برفی ساخته
پسرک: یس انچ بابا برف
خانم معلم: یک مشکلی هست که باید تو خونه باهاش کار کنین
من در حال سکته: چی؟
خانم معلم: هانی می خوای خودت به مامان بگی؟
پسرک: یس. انگشتش رو از روی شلوار می ذاره رو دودولش. می گه دودول فییییش. اوپس. خیش. هانوم اسمال اشک
که می شه خیس. خانم. دستمال. خشک
معلمش می گه بهش گفتیم باید دودولش رو با کمک انگشتش بگیره پایین جیش کنه. اول جیشش این کارو می کنه بعد ولش می کنه و اوپس می شه. می گه هر وقت هم ما می خواهیم کمکش کنیم که سرش رو پایین بگیریم می گه نو تاچ پلیز

می آییم خونه. با هم تمرین دودول پایین نگه داشتن می کنیم. می فهمم که از سر کنجکاویه که ولش می کنه. خوشش میاد که فیییش همه جا رو خیس کنه. بعش غش غش می خنده. می رم از تو کمدش یک تفنگ آبپاش رو که قایم کرده بودم در میارم. می گم به جای دودول با این فیش می کنیم. می گه میرش. بخونین مرسی

سه تا جیش بعدیش به خوبی و خوشی و با نوک دودول پایین نگه داشته شدن تموم شدن ولی من تا آخر شب سه بار لباس عوض کردم. همه جونم بوم بوم فیش فیشی* شده بود.

* صدای تفنگ به نقل از پسرک


search