۴ فروردین ۱۳۸۹

تکرار می شویم



بچه چاهار ساله ای دستش رو می کنه توی ظرف آجیل. یک مشت آجیل می کنه تو دهنش. میک می زنه. شوریش که رفت همه رو تف می کنه توی ظرف آجیل.
بچه سه ساله ای راه می ره و به همه بچه های دیگه می گه یو گاربج. بچه کوچک دیگه ای غرغر کنان می ره پیش مامانش که این به من می گه گاربج. مامان بچه شاکی به مامان بچه ای که می گه یو گاربج نگاه می کنه و می گه نه مامان جون با تو نبود با سطل آشغال های اون کنار بود. بچه سه ساله به بچه شاکی می گه نه با تو بودم. یو گاربج. مامان بچه سه ساله داره با علاقه به ملت رقصان وسط سالن نگاه می کنه. مامان بچه شاکی یواشکی به زن بغل دستیش می گه خیر سرش دکتره با این بچه تربیت کردنش.
بچه کوچک دیگه ای میاد به مامانش می گه اون اسباب بازی من رو گرفت. اسباب بازی بچه یک جعبه خالیه. لابد مال شیرینی مهمونی. مامانش می گه کی؟ بچه می گه اون. مامانش دستش رو می گیره می گه بیا بریم ازش پسش بگیریم. می رن مامانه جعبه رو از دست اون بچه می گیره می ده دست این بچه.
یک بچه ای سر شام به باباش می گه گوشت نمی خورم. باباش براش گوشت می ذاره تو بشقابش. بچه نق می زنه گوشت نمی خورم. باباهه محل نمی ذاره. بچه بیشتر نق می زنه نمی خورم. باباهه می گه باید گوشت بخوری. خوبه برات. بعد انگار که دلش واسه خودش سوخته باشه می گه گیر عجب الاغی افتادم ها.
بچه میاد می چسبه به پای مامانش. دستاش رو می بره بالا که بغل. مامانش بچه رو بلند می کنه. می گه می بینی تو رو خدا؟ مهمونی رو زهرمار آدم می کنن.
بچه کوچکی نشسته سر میز. داره موز می خوره. مامانش داره برای همه آدم های دور میز تعریف می کنه که این- این منظورش بچه بود- از مهدکودک که می اومد خونه همین جور می چسبید به آدم. هر چی هم اسباب بازی می خریدیم باز می خواست من هم بشینم پیشش باهاش بازی کنم. حالا که آدم شده- لابد منظورش این بود که بزرگ تر شده- می شینه تی وی می بینه واسه خودش دو سه ساعت ما یک نفسی می کشیم.
نماینده شهر در مجلس و زنش دارن اون وسط ها قر می دن. گاهی هم با آهنگ بندری سینه می لرزونن. خانم شهردار با لباس خیلی مودب می گه اوه! لاتز آو یانگ کیدز. به خانم شهردار می گم مدلمونه. بچه هامون رو همه جا با خودمون می بریم. خانم شهردار می فرمان اوه! خوشحالم که این یک رسمه و مشکل از کمبود بیبی سیتر آشنا به زبان و فرهنگتون نیست.

از ساعت هفت و نیم تا ساعت نه و نیم در مهمانی شب عید دیده شد.

search