۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹

نورا- دو


چقدر گرمه اینجا. این قلب بی صاحاب هم که نمی دونه چه مرگشه تازگی ها. گرما حالش رو خراب می کنه. خوبه صندلی چرخدار داره دنبال این یکی نباید باشم براش. حوصله این مارچ آو دایمز رو ندارم هی فرم پر کن هی زنگ بزن چک و چونه بزن. آخی! چه پیرزن بامزه ای. اسمش نورا ئه. مثل اون نمایشنامه هه. چه دل خجسته ای داره به قول آیدا. اتاق خواب صورتی. عروسک خرس هاش رو. یادش به خیر دفعه اول که دل خجسته رو شنیدم از آیدا تا چند روز می خندیدم بهش. بعد فهمیدم خیلی وقته مصطلح شده. چه می دونم این دهات کوره گور مرگی هم چاهار تا ایرانی توش نیست بشینیم فارسی حرف بزنیم. آخی چه سختش باید باشه این پیرزن که دخترش باهاش قهره. حرف بیخود می زنه ولی. همون موقع هم اگه می خواست شوهرش رو ول کنه بره دولت همه چی بهش می داد. اصن اون موقع که بهتر بود اوضاع. می ترسیده لابد. این دولت محافظه کار داره گه می زنه به کانادا. داره می کندش مثل آمریکا. کورپوریشن و مذهب. می خوام بزنم له کنم اون هایی رو که رای دادن به این مرتیکه. ادعای دموکراسی خواهی هم دارم. ریدم. دیکتاتور درونم گنده است قد خر. این نورا افتاده بوده تو چرخه ابیوز. همینه دیگه. می افتن توش در اومدن ازش خیلی سخته. قلب تون به تون شده چرا همچی تند می زنه؟ نفسم هم که بالا نمیاد. عمه خانوم می گه آدم سگ شه مادر نشه. با خیال راحت مریض هم نمی تونم بشم. حالا باید برم اکوکاردیو نمی دونم چه کوفتی. آدم اصن با دل خوش هم نمی تونه بمیره بچه که داره. این چرا یک جوری حرف می زنه که انگار کتک خوردن دخترش خیلی هم مهم نبوده. دختره شاید از همین ناراحته. که مامانش احساسش رو به تخمش هم نمی گیره. این به تخم نگرفتن چه حس آشناییه. اون مرتیکه دیوس که از خونه مون تا خونه مامان بزرگم دنده عوض کرد و دستش رو مالید به من. آره من رو یاد اون می اندازه. مامانم. بهش که گفتم دعوام کرد. گفت چرا همون اولش بهم نگفتی؟ بابا بی انصاف دوازده سیزده سالم بود. همون آخرش هم جون کندم تا بهت گفتم. گفت اگه خیلی ناراحت بودی همون اول بهم می گفتی. باهاش قهر کردم. خشم و نفرت حقیرن پیش حسی که داشتم نسبت به مامانم. چی شد که این ها یادم اومد؟ لیزا. آهان لیزا. این تنفری که نورا داره ازش حرف می زنه. باید ازش بپرسم یک جوری. ماجرا بیشتر از کتک بوده. باباهه دستمالی اش می کرده. چرا پنجره رو باز نمی کنه؟ نفسم بالا نمیاد. تهوع برگشته. حالا چه خاکی تو سرم کنم؟ کجا بالا بیارم؟ آدرس اون بار داون تاون رو براش بنویسم. اون که پاتوق آدم های با معلولیت جسمیه. شاید یک دوست پسری پیدا کنه. چه پیرزن با نمکیه. آره بابا. نگران نباش. مردها عاشق زن های دل زنده ان. اتاق صورتی رو هم دوست دارن.



search