۲۲ خرداد ۱۳۸۹

از یک سال پیش تا همین حالا


این دو تا پست رو پارسال همین امروز نوشته بودم. یکی اش وقتی نتایج انتخابات هنوز اعلام نشده بود و من داشتم با گلمریم تلفنی حرف می زدم. اون یکی وقتی نتایج اعلام شده بود تقریبا. خونه کسی بودیم. ماهواره ایرانی داشتند. یادمه نفس نمی تونستیم بکشیم. مرد و یک مشت دیگه از فک و فامیل و دوست ها رفته بودند اتاوا رای بدن و هنوز نرسیده بودن. زنک زدم بهش. گریه می کردم. گفت چطور می شه؟ مردم تو اتاوا هنوز داشتند رای می دادن. ما همگی گریه می کردیم. پسرک بهت زده نگاه می کرد. عقم گرفته بود. رفتم توالت عق زدم.
از اون روز تا حالا دارم عق می زنم.
عق می زنم قلبم رو بالا میارم
عق می زنم
عق می زنم
عق می زنم
قلبم رو توی دستم بالا میارم
بالا میارم
بالا میارم
یک ساله که دارم بالا میارم



search