۱ تیر ۱۳۸۹



مستم. به ودکای سگی روسی. سیگار کشیدم توی حیاط. با پاهام روی چمن خیس. دلم برات تنگ شده. کی تنگ نبوده برات لعنتی؟ ناتالی ای میل زده که مصاحبه کاریش تو تورنتو خوب نشده. که تورنتو امروز شلوغ بوده برای جی ایت. که پر از انرژی بد بوده. که کاش من لزبین بودم و اون یک کاری می کرد من عاشقش بشم. که مسته. همیشه که مسته این رو می گه. آدم ها رو نباید تو سفر شناخت. باید تو مستی شناخت. من وقتی مستم می تونم حرف بزنم. عادت دارم به حرف شنیدن. عادت ندارم به حرف زدن. به حرف زدن از چیزی که زیر پوستمه. یا توی خونمه با هر تپش قلبم می ریزه تو تنم. اون شب مستی طبقه بالای اون ویلای رو به آب- اون شب هم ودکا خوردیم. تو گفتی ودکا؟ من گفتم آره مگه چیه؟ تو گفتی خب هیچی. بعدتر ها گفتی خیلی نازنازو به نظر می اومدم برای ودکا. شراب بیشتر بهم می اومد. گفتم شراب نمی خورم. بالا میارم. گفتی فشارت می افته باید با شکلات بخوری- همون شب بهت گفتم میای با هم بریم دیوونگی؟ هیچی نگفتی. بوسم کردی. کاش یک چیزی گفته بودی. حرف ها مهمن. باید زدشون. شاید وقت نشه یکهو حسرت بشن به دل. تو می گفتی. دوست داشتی مست کنم حرف بزنم. حوصله ات هم سر نمی رفت. آخرش خودم حوصله ام سر می رفت. می بوسیدمت و بقیه اش.
قیافه ات رو تصور می کنم که نشستی روی ابرا داری با دَر و دخترهای بهشتی شراب می خوری. لابد خدا رو شکر می کنی که یکی نیست مجبورت کنه عرق سگی بخوری با ماست و خیار. شاید هم براشون مراسم پیاز با مشت له کردن و دنبه تو آب گوشت رو با نون سنگگ خوردن تعریف کنی. اون ها هم بال های توری ایکبیری شون رو میزنن به هم پشت چشم نازک می کنن می گن واه واه خدا به دور این ایرانی ها چه چیزایی می خورن.

شاید تنها ولو باشی نوک یک  کوهی شلوارک سبزت پات باشه بالا تنه لخت مشغول شعر خوندن باشی. احتمالا وایتمن. من هم نیستم که بیام غر بزنم که شعر باید رسالت داشته باشه و فلان و زهرمار. سی و سه سالگی ام رو ندیدی که بهت بگم هیچی تو این دنیا قرار نیست هیچ رسالتی داشته باشه و شراب باید خورد و در جوانی یک سایه راه باید رفت و همین. اگه دیده بودی بیشتر عاشقم می شدی.

شاید هم مثل همه شب هایی که به خوابم میای معمولی باشی. روی زمین. با لباس های معمولی. حرف های معمولی. بوس های معمولی. عاشقی معمولی. بدون دلتنگی. بدون حسرت حرف های نزده و کارهای نکرده و فرصت کوتاه.

چه فرقی می کنه؟ آخرش هم نفهمیدم هستی یا نیستی. من تا مستم حرف هام رو بزنم که حسرت نشند بیشتر از این برم بخوابم.




search