۱۹ تیر ۱۳۸۹

ترسم که نمانم من از این رنج دریغا



دیل هر سال بهار و تابستان دعوتم می کند که چند جلسه از کلاس روانشناسی اجتماعی اش را درس بدهم. شاگردها جوانند. دوره لیسانس. بعضی هاشان سودای عوض کردن دنیا را دارند. بعضی ها می خواهند آفریقا یا افغانستان یا عراق را نجات بدهند. چه بگوید آدم؟ که گوزیده اید؟ که ما هم هم سن شما بودیم عین شما گوزیده بودیم؟ وسوسه می شوم که بهشان این را بگویم ولی نمی گویم. چون حقیقت این نیست. حقیقت این است که نمی توانند دنیا را نجات دهند ولی شاید در طول راه- اگر راه را درست بروند- خودشان بشوند همان تغییر. من فقط جمله گاندی را برایشان تکرار می کنم: همان تغییری باشید که می خواهید در دنیا ببینید *

بخشی که من درس می دهم انواع اپرشن** است. جوانکان پرشور را به چالش می کشم. بهشان می گویم که همه ما اپرسیو هستیم. در زبان در ذهن در نهان در قضاوت هایمان. این ویژگی انسان بودنمان است ولی خودتان را زیر ذره بین بگذارید. خودتان را اول و بعد دیگران را. راجع به تفکر کریتیکال با هم بحث می کنیم. این که پشت هر آگهی تبلیغاتی را ببینند. پشت هر قانون جدید را. اینکه به انبوه مجله های زرد در هر بقالی و چقالی فکر کنند و به نبودن مجله های تفکر برانگیز. به رابطه کورپوریشن های فست فود و نابود شدن درختان آمازون و بالا رفتن آمار بیماری های قلبی و دیابت و سرطان و پول در آوردن شرکت های دارویی. خوشبختانه همه شان سر این کلاس هستند چون خواسته اند. مثل پرزنتیشن هایم برای ایجنسی های بزرگ نیست که همه طوری بهم نگاه می کنند که انگار از مریخ آمده ام یک زر پست کلنیالی بزنم و بروم

پارسال سر کلاس صحبت این بود که گاهی بعضی تغییرات بزرگ تنها از طریق گرس روت (جنبش های مردمی؟) اتفاق نمی افتد و باید سیاست گذاری دولت ها از این تغییرات حمایت کند. برایشان در پاور پوینتم عکس های مردم خوشحال با روبان ها و شال ها و دست ها و پرچم های سبز گذاشتم و گفتم در کشور من این تغییر دارد ممکن می شود. بعد از نتیجه انتخابات به دیل گفتم نمی توانم فعلا درس بدهم. خودش بقیه کورس را درس داد
دوشنبه اولین جلسه کلاسم است. می خواهم پرزنتیشن جلسه اول را به یاد آن هایی که روبان و شال و دست و پرچم سبز داشتند و کشته شدند و به مادران و پدرانشان تقدیم کنم. حالا بگو بکن یا نکن. چه فرقی می کند؟ نمی دانم. ولی کار دیگری نمی توانم بکنم. دنبال عکس ها و کلیپ ها می گردم. پرزنتیشن می سازم و خوش خوشک هق هق می کنم. خدا کند تا دوشنبه گریه ام سبک تر بشود


* Be the change you want to see in the world
** Oppression ظلم؟ به نظرم ترجمه خیلی خوبی نمیاد




search