۶ مهر ۱۳۸۹

*A thousand kisses deep



من تند و تند ماتیک می زنم و آرام آرام با آدم های افسرده یا تراماتایزد یا عصبانی یا گریان یا ترسان حرف می زنم. من صبح ها رفتنی توی ماشین اخبار گوش می کنم و عصرها برگشتنی با صدای خیلی خیلی بلند فلمینکو اورینتال گوش می کنم. هزار بار. از اول راه تا آخر راه. من وقت نمی کنم ناهار بخورم و سر کارم بهم می گویند پرژن پرینسس چون صبح ها به هر جان کندنی باشد ریمل و ماتیک می زنم و زمبل زیمبول آویزان می کنم. کسی هم که ته دل آدم را نمی بیند. البته خدا را شکر که ته دل آدم شیشه ای نیست که تویش معلوم باشد. در راه خانه ی کلاینت ها یا مدرسه ها لئونارد عزیز گوش می کنم. هزار بار. با هم فریاد می کشیم. گاهی هم سیگار
من به خانه که می رسم از بچه می پرسم دوست دارد با من آشپزی کند یا دوست دارد یک کارتون برای خودش بگذارد ببیند؟ ظرف ها را می شورم. دستکش دستم می کنم که ناخن هایم خراب نشوند. من ناخن هایم را دوست دارم. توی دلم فلامینکو اورینتال می خوانم یا لئونارد عزیز. بلند بخوانم بچه می گوید نخون مامان من دوست ندارم. نمی دانم چرا دوست ندارد. بدانم هم فرقی نمی کند
شب ها مسواک می زنم و نخ دندان می کشم و سفید کننده ی دندان می زنم. به برادرم فکر می کنم که تصمیم گرفته نیاید کانادا و بماند ایران پول در بیاورد. چون ایران می شود پول در آورد و اینجا نمی شود. چند روز پیش بهم گفت می دانی چند وقت است غذایی را که تو درست کرده باشی نخورده ام؟ یک چیزی در دلم شکست. خرد شد. ریخت. نتوانستم جمعش کنم

آدم هم می ترسد بلند بلند فکرهایش را بگوید. چه می دانم. مثلا اینکه من به سه هزار دلیل از کثافت های حکومت ایران متنفرم. اولین و مهم ترین دلیلم این است که من را دور انداخته اند از برادرم. از برادرانم. از خانواده ام. لابد به آدم می گویند پاشو برو ناراحتی. ناراحتم ولی نمی روم. خدا می داند اگر بگویم چرا نمی روم چه خواهند گفت. من هم حوصله ندارم. نمی گویم

من ماتیک را پاک می کنم. بچه که می خوابد می روم جیم. روی ترد میل می دوم. سرعتش را زیاد می کنم و می دوم. با آی پاد در گوشم. فلامنکو را هزار بار می زنم از اول. یاد آن کبوتر چلاق نتردام می افتم. می دوم. همه ی دلتنگی هایم می شوند یک مشت عدد و رقم روی مانیتور ترد میل

search