۱۴ خرداد ۱۳۹۰

thinking out loud



باید با این صفحه آشتی کنم. غریبه شده برام. باید از زخم ها نوشت تا خوب بشن. نوشتن ادای دینی ئه برای همه ی شانس هایی که تو زندگی ام داشتم، همه ی آدم هایی که دیدم و ازشون یاد گرفتم، همه ی زخم هایی که بزرگم کردند و می کنند. راه درازی اومدم از جایی که بودم تا اینجا که هستم. این صفحه جای خستگی در کردن و لیسیدن زخم ها و سهیم شدن با بقیه است. باید باهاش آشتی کنم


search