دارن کباب ها رو سیخ می کنن
آقای توی تلوزیون داره با حرارت خیلی زیادی می گه ناسیونالیزم چیز خوبیه گاهی به صورت عرفان در میاد گاهی به صورت شعر حماسی مثل شاهنامه. روزی ده دقیقه فقط ده دقیقه وقت بذارین با بچه هاتون در مورد افتخارات ایران حرف بزنین میهن دوستی رو بهشون یاد بدین. می گه ئه این آقاهه اس. پسرش اومده بود بیسمنت ما رو اجاره کنه زنگ زد خودش رو معرفی کرد گفت ندین بهش مشکل داره. پسرش می گفت بابام دیوونه اس از دستش در رفتم. ندادیم بیسمت رو بهش. گفتیم دردسره.
کباب ها دارن روی باربیکیو جلز ولز می کنن
دخترک با لهجه درب و داغون فارسی با یک جور عشوه غریب و لحن عجیب تو صداش می گه اه خاک بر سر دست پا چلفتی ات. کار کردن هم که بلد نیستی خیر سرت. مامانش می گه چهل روز ایران بود مدل حرف زدنش و تیکه کلام هاش رو می بینی تو رو خدا؟ فکر می کنه کول ئه این جوری. رو به دختر: ادا در نیار حرف می زنی. خودت باش. کوفتت بزنن. این قدر هم خنکی نکن با نمک نمی شی با این مدل حرف زدن. با خودش: این همه پول دادم بردمش مثلا فرهنگ کشورش رو یاد بگیره بی مزگی و عشوه و قرتی بازی یاد گرفته واسه من.
داریم کباب ها رو می خوریم
دخترک دومی به انگلیسی رو به باباش: آمریکا که مذهبی ترین کشور دنیاس چرا این قدر با ایران فرق داره اگه تو می گی همه چی زیر سر مذهبه. باباش با یک نگاه عاقل اندر سفیه: کی قانون می ذاره تو آمریکا؟ نماینده امام زمان؟ دخترک: به انگلیسی بگو نمی فهمم.
کباب ها رو خوردیم ولو شدیم رو مبل ها منتظر چایی
میم به من: می دونی چه احساسی دارم؟
نه
-بگم لابد بهم می خندی
حالا بگو فوقش می خندم. بد نیست که یک آدم رو بخندونی. ثواب داره
-احساس یه آدمی که به قشنگترین جای دنیا تبعید شده و بهش گفته باشن بعد سه سال اگه خواستی می تونی بری ولی بعد سه سال احساس می کنه فلج شده. یعنی می خوان بگم یه تبعیدی فلج تو قشنگترین جای دنیا
چایی ام رو هورت می کشم. عصر شنبه آرومیه. رو مبل ها ولو هستیم هنوز.





